
|
تاريخ خبر: به مناسبت پنج شهريور، روز جهاني جهانگردي گردشگري؛ چالشها و راههاي برونرفت
![]() |
|
بچه که بودم، پدرم دستم را گرفت و به ديدن قلعهرودخان برد. هواي گيلان مانند خوي برخي آدمها، پيشبينيناپذير است. آنروزِ تابستاني، بامدادي آفتابي داشت، ولي نزديک ناهار، باران گرفت، آنهم چه باران تندي؛ و با خيسکردن چکمههامان، ما را ـکه از پگاهِ در آن جاده گِلي، پيادهروي کرده بوديمـ خستهتر کرد. نخست گمان ميکردم، پدر براي پرهيز از هزينه اضافي پول زيادتري نداده است که مسير بيشتري را با ماشين بياييم. همين را نيز با گلايه به وي گفتم، که گفت: «تو را به عمد، پياده آوردم که سختي بکشي و دريابي که مردم در صدها سال پيش، با چه رنجي، اين دژ را ساختند.» وارد قلعه كه شدم، به عظمت آن بنا پي بردم. مدتي از وقت ناهار گذشته بود و من، شگفتزده و غرق در عظمت قلعه رودخان،گشنگي را از ياد برده بودم. کشور ديدنيها ايران، ديدنيهاي تاريخي و طبيعي بسياري دارد که قلعهرودخان، يک چکهِ کوچک از آن اقيانوس است؛ و اين صنعتِ گردشگري است که هزينه نگهداريِ آثار تاريخي و جاذبههاي طبيعي کشور را برآورده ميکند؛ و اگر اين صنعت، از رونق درخوري برخوردار نباشد، آثار تاريخي نيز کمکم فراموش شده و از بين ميروند. آشنا نبودن مردم با صنعتگردشگري و اهميت آن، نبود فرهنگ صحيح برخورد با جهانگرد و تبليغهاي منفيِ بيگانگان درباره ايران، سبب شده است که هر سال، بيش از سال پيش، از شمارِ سفر جهانگردان به کشور کاسته شود. هدفهاي پايه امروزه منظرگاه گردشگري، گسترش يافته و نگرش جهان به اين صنعت، دچار دگرگوني ژرفي شده است. اكنون صنعت گردشگري، گستره درازدامني از فعاليتها را در بر ميگيرد كه هر يك نقشي مهم در شكوفايي اين صنعت دارد. گردشگري، ازبزرگترين و بالاترين فعاليتهاي اجتماعي ـ فرهنگي است كه زمينه آشنايي جهانگردان را با آزمونهاي فرهنگي ديگر مردمان، فراچنگ ميآورد. به سخن ديگر، گردشگري آميزهاي از فعاليتها و خدمات گوناگون است كه از سوي بخشهاي وابسته به اين صنعت، با هدف پاسخ به نيازهاي گردشگران و برآوردن خوشنودي آنان انجام ميگيرد. هدف گردشگري در حقيقت، يك قلمرو جغرافيايي ويژه است كه مورد بازديد گردشگران قرار ميگيرد و ميتواند يك شهر، روستا يا جزيره باشد. صنعت گردشگري، به ميزان زياد، متأثر از نوع ذهنيت گردشگران از عملكرد راهنماياني است كه مامور ارائه خدمات به آنها هستند. اگر ذهنيت گردشگران از عملكرد ميزبان مثبت باشد، ارمغان فراواني براي رونق گردشگري به همراه خواهد داشت؛ همان گونه كه به وجود آمدن انديشه منفي و ناخشنوديِ گردشگر، برآيند خوشي براي اين صنعت ندارد. به سخن ديگر، تامين نيازهاي گردشگران و چگونگي ارائه خدمات به آنها از سوي ميزبان، سرنوشت گردشگري را رقم خواهد زد. و البته برآوردن خوشنوديِ گردشگران، شناخت آنان و نيز نيازمند گستره نگرش در قلمروهاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعياست. اهميت پايتخت پايتخت هر کشور، نماد آن کشور است. اهميتدادن به زيباسازي چهره پايتخت نيز در شمارِ برنامههاي زيربنايي جذب توريست است. به کنار از گردشگر خارجي، بهراستي چهکس حاضر ميشود از شهر خود برخيزد و براي ديدن اماكن گردشگري تهران ـکه نام آن همراه با ترافيک کور و آلودگيِ هواست ـ به اين شهر بيايد؟ هدف بيشتر مسافران از سفر به تهران، از سرِ اجبارِ کارِ اداري، بازرگاني و تجاري است. هويتِ تاريخيِ تهرانْ گم شده است و کمکم ميرود که اين شهر ـ از اين منظر ـ فراموش شود. البته کوششهايي انجام گرفته است. يکي از آنها ـ به گفته احمد مسجدجامعي ـ تهيه سند براي خيابانهاي تاريخي تهران مانند مولوي بود که يکي از كاروانسراهاي دوره صفوي در اين خيابان قرار داشت. احمدمسجدجامعي بر اين باور است که شناسايي و شناسنامهدارکردن ساختمانهاي تاريخي، بيرون کشيدن آنها از سايه و آوردن به روشنايي است؛ مانند جلوگيري از ويرانيِ زندانِ قصر که اهميت تاريخي دارد. كودک و نوجوان دوباره برگرديم به گزاره بنيادي، يا همان گردشگري... لازمه رونق گردشگري، ايجادِ فرهنگ گردشگري و توسعه آن در ميان شهروندان است؛ و براي اينکار، بايد به آموزش بها داد؛ آموزش بايد در دوره كودكي و نوجواني انجام شود تا در فرد نهادينه شود. برپاييِ تورهاي گردشگري براي کودکان و نشان دادن آثار تاريخي كشور به آيندهسازان، سبب ميشود آنان نيز در فرداها، دست فرزندان خود را بگيرند و به ديدن پيشينههاي تاريخي کشور ببرند. فقط از اين راه است که فرد، به اهميت جذب گردشگر داخلي و خارجي پي ميبرد و با دلبستگي به هويت تاريخي، براي پذيرايي از مهمان آماده ميشود. شناخت ديگري نزديک به هفت سال است که ايران در نمايشگاه گردشگري ژاپن شركت ميكند، اما دستاورد اين حضور، چندان هويدا نيست. در سال، نزديک به 18ميليون نفر از مردم ژاپن به اماكن ديدني دنيا سفر ميكنند. گردشگراني با سليقههاي ويژه؛ كه ايران در بهترين شرايط، فقط 10هزار نفر از آنان را جذب ديدنيهاي كشور كرده است. گردشگران ژاپني، خوي و عادت ويژه خود را دارند. در ميانسالي، تازه يادشان ميافتد كه بايد جهان را ببينند و در گزينش کشورها سختگيرند و حساس. زيــرساختهايــي مانند هتلهاي پنجستاره، وسايل آمدوشد، رستورانها و غذاها و برنامهريزي دقيق و بيتاخير، در شمار حساسيتهاي آنهاست. بنابراين تورگردانهاي ناآزموده، به هيچروي، پاسخگوي نياز اين گردشگران حرفهاي نيستند. اگر ايران بر آن است که سهم كنوني 10 هزار نفر گردشگر ژاپني را افزايش دهد و به مرز ميليون نفري برساند، افزون بر برآوردنِ خواستههاي آنان، مشکل تبليغات را بايد حل کند. يکزماني، ايرانيهاي زيادي براي كار، رهسپار ژاپن ميشدند و برخي، سفيرانِ فرهنگيِ خوبي براي کشور نبودند؛ به همين سبب، کار تبليغات، دشوار مينمايد. افزون بر اين، برآشفتگيِ ماليِ جهان، چرخ گردش دور دنياي ژاپنيها را از چرخش انداخته است. گشتن جهان، جيب پُر ميخواهد و اين روزها، جيب ژاپنيها نيز مانند بيشتر مردم دنيا، خالي است. سنگهاي راه يکي از مشکلات گردشگري از ديد و نظر برخي، نبود يا كمبود هتل مناسب است. آنان در اين باره ميگويند: «بيشتر هتلها بايد استانداردسازي شود.» البته اين هست؛ ولي فقط اين نيست. بايد در ژرفاي گردشگري کشور، غور کنيم، تا دريابيم که برخي از مشکلات آن بيراهکارند؛ شايد از همينروست که هواپيماهاي گردشگران خارجي، از فراز آسمان کشور ميگذرند و بر اين خاک نمينشينند. با اين همه، طرحِ نو درانداختن، بيزيان است؛ و اين کار، فقط از انسانهاي کارآزموده(مجرب) بر ميآيد، يعني همان راهنمايان گردشگري كه پياپي با گردشگران در تماساند. بهنام فردْ آذر، که پيشينهِ 9 سال همکاري با آژانسهاي گردشگري ژاپني را دارد، در گفت و گو با ما ميگويد: «راهنمايان گردشگري ناظران دقيق مشكلاتاند و طرحهايي براي آسايش بيشتر گردشگران به فکرشان راه مييابد که هرگز امکان طرح موضوع نمييابند. درحالي كه آنان ميتوانند رايزنِ خوبي براي سازمانها و نهادهاي گردشگري کشور ـ براي از ميانْ برداشتنِ مشكلات ـ باشند. چون راهنمايانِ تورهاي طبيعتگردي يا فرهنگي، تا اندازهاي با ديدگاه و شيوه کارکرد مديران ديگر كشورها آشنايي دارند.» فردآذر ميافزايد: «با گردآوري مشکلات گردشگري ايران پي بردم که افزون بر مشکلات پايهاي، با مشکل روبناييِ زيادي نيز رو به روييم، مانند: نبود غذاهاي بومي، يکنواختيِ غذاها در رستورانها، كمبود صندلي در پروازهاي داخلي، نبود کارکنان آموزشديده، كمبود دفتر پُستي نزديکدست، نابهداشتيِ سرويسهاي بهداشتي، كمبود دستشويي فرنگي، جابهجايي برنامه بازديدها و...» اين دانشآموخته هتلداري در يكي از دانشگاههاي ژاپن، ميافزايد: «استانداردسازي و نوسازي هتلها براي آسايش هرچه بيشتر گردشگر خارجي، اهميت بسياري دارد که بيتوجهي به آن، زيانهاي بيشتري به اين صنعت وارد خواهد کرد. در چشمانداز برنامه 20 ساله آمده است که بايد در سال، راه 20 ميليون گردشگر خارجي به ايرانْ صاف شود. يکي از راههاي دستيابي به اين هدف، ساخت هتل است، ولي در چند سال گذشته از سوي مسئولان گردشگري، پيِ هيچ هتلي، کنده نشده است.» او ميافزايد: «آژانسي که در آن کار ميکنم، از من خواسته تا افزون بر تهيه گزارش از افغانستان، مشکلات سفر گردشگران به ايران را نيز ببينم. امروزه در بسياري از كشورها كافي است که به جايگاههاي فروش، زنگ بزنيد و درخواست بليت كنيد. آنها درجا، بليت را آماده و به نشانيتان پست ميکنند. ولي در اينجا، براي تهيه بليت، زنگزدنْ کارساز نيست، بايد خودتان برويد. در دوره پيکِ سفر نيز، چندزماني را بايد هزينهِ رفتن به جايگاههاي گوناگون و ايستادن در صف كنيد. براي پسدادن(کنسل) بليت نيز بايد با کارتشناسايي برويد. اين كه چرا شتاب ما کُند بوده و همپا با شتاب فزاينده زمانه، پيش نرفتهايم، پرسشي است که همچنان پيِ پاسخ آن ميگردم.» فردآذر در پاسخ اين پرسش که در گزارش خود به آژانس از راهکارها نيز گفتهايد يا نه، ميگويد: «همه برنامهريزيها براي جذب گردشگر، نياز به شناخت ويژگيهاي روحي، جسمي و تواناييِ مالي آدمهاي جامعه دارد و بايد بدانيم كه عادتهاي زندگي آنان چيست. براي گسترش گردشگري در ايران، بايد بر پايهِ الگوي ويليامديولز، پژوهشهايي انجام گيرد و برنامهريزي با توجه به نياز و ديدگاه گروههاي گوناگون جامعه باشد.» او ميافزايد: «ويليام ديولز، در جُستاري آورده است، بازاريابان با ريزکرد(آناليز) آمارها و سودبري از يارانه، ميتوانند از روي پاسخهاي آدمها، آنها را در گروههاي پنجگانه سرگرميخواهان، کوشايان، مديران، کارگران، خانهنشينان بخشبندي کنند. براي نمونه، گروهيک، خواهان سرگرمي در هواي آزاد و دوستدار شکار، ماهيگيري، ورزشراکتي و رانندگي با خودروي مدل بالاست. چنين انساني، داراي برنامهِ درازمدت در زندگي نيست و گرايش به فيلمهاي پُر زدوخورد (اکشن) تلويزيوني دارد. انسان گروه دوم، خود بنياد (داراي اعتماد به نفس) بوده و دوستدار کار است و تواناييِ پيگرفتنِ هدفهاي ممتاز را دارد. او در جستوجوي آزمونهاي گوناگون مانند دريانوردي، اسکي و سفرهاي بيرون از کشور است. گروه سوم شامل مديران ميشود؛ همان انسانهايي که به هدفهاي خود رسيدهاند و تا اندازهاي پولدار هستند و امکان سفرهاي گران را دارند. گروه چهارم يا كارگران؛ ماندگار در شهرهاي کوچک يا در قلمرو صنعتيِ شهرهاي بزرگ هستند و تعطيلات از ديد آنها يعني رفتن به اردو و چادرزدن در آنجا. گروه پنجم، خانهنشيناني هستند که از هرگونه آسايشجويي(تجمل) و خوشگذراني، پرهيز دارند و از بدهي ميترسند. شيوه زندگي اين گروهها، نشانگر آن است که هر يک، ارزشها و نيازهاي يکسره متفاوتي دارند و براي هرکدام بايد برنامههاي مسافرتي ويژه تهيه و تدارك ديد. به فردآذر ميگويم: «چه خبر از افغانستان؟ و او ميگويد: «آمريکا يكدهه پس از بمباران موزهِ كابل، آن را بازسازي ميكند. قرار است آمريکا در آيندهِ نزديك، موزهِ كابل را ـكه در بمباران هوايي 1993 آسيب ديدهـ بازسازي و به نوينترين سيستمهاي امنيتي مجهز كند.» او ميافزايد: «اكنون بخش بزرگي از آثار تاريخي موزهِ كابل در زيرزمينهاي اين موزه نگهداري ميشود و گنجينهِ افغانستان را كه در شمارِ پنج گنجينهِ ارزشمند تاريخي جهان است، به نام امانت، به موزهِ متروپليتن آمريكا بردهاند. افغانستانْ قلمروهاي تاريخيِ زيادي را از تمدن يونان باستان، ايران باستان و آيين بودا دارد، ولي بيشتر اين قلمروها، بدون رهباني و به حال خود رها شدهاند و آثار تاريخي آنها به يغما ميرود. كارشناسان، شمارِ آثار تاريخيِ دزديده شده افغانستان را بيش از 100هزار اثر برآورد کردهاند. گنجينهِ افغانستان نيز شامل 21هزار اثر تاريخي ميشود كه بيشتر آنها زرين(طلا) است." گفتو گوي سرپايي پس از يکهفته پيگيري، نه موفق به تماس با متوليان امور فرهنگي شهر تهران ميشوم و نه مديران سازمان گردشگري حاضر به گفتگو ميشوند. بناچار در واپسين روز، براي ردزنيِ مشکلات گردشگري ايران ـ به سفارش يک دوستـ به سراغ يکي از آژانسهاي جهانگردي ميروم. سفارشنامه را به دست سرپرست آژانس ميدهم. او خوشنود(راضي) به گفتگو نيست. نخست ميگويد، خسته است. سپس ميگويد، فايدهاي ندارد. حتي نمينشينم. به سخن ديگر، نشستن را بيفايده ميبينم. همانجور ايستاده، يک پرسش ميکنم. او با اين گوشزد که «از من نامي نبريد..» ميگويد: «نه فقط همگام با دنيا و براي کاستن از مشكلات، گامي برداشته نميشود، بلکه از کوشش ديگران نيز پشتيباني نميکنند. فراهــمآوريِ برنامــههــاي آسايشي براي گردشگر خارجي، نياز به همکاري دارد؛ ولي در عمل، جاي اين همکاري تهي است. در بسياري جاها ما حتي با کنشهاي بازدارنده رو به رو ميشويم. يک نمونه کوچک ـمانند نمونههاي موجود جهانـ در اختيار داشتن جايي در فرودگاهها براي توقفگاه خودروهاي هتلهاست؛ که چنين جايي را به هتلهاي ما نميدهند.» سپس با گفتن: «مرا ببخشيد...» از پلههاي پشت سر خود بالا ميرود؛ و من نيز راه خروج را در پيش ميگيرم. *** بيشتر کارشناسان، راه برونرفت از مشکلات گردشگري کشور را، سپردن همه امور به دست بخش خصوصي ميدانند، و از آن جاييکه ساختار اين صنعت را شکننده ميبينند، بر اين باورند که هرگونه دخالت دولتي، بر اين ساختار شکننده، آسيب جدي وارد ميکند؛ البته، سخن آنها از دخالت نکردن دولت به معناي برداشتن چتر حمايتي نيست. ع-درويشي codex24x page05 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


